الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

333

شرح كفاية الأصول

محمول من صميمه و محمول بالضميمه ( و تكون من الخارج المحمول . . . ) مصنّف در توضيح مطلب مذكور ، به اصطلاحى كه در منطق و فلسفه مطرح است ، اشاره دارد و مىگويد : محمول بر دو قسم است : 1 - محمول من صميمه : يعنى محمولى كه از متن ذات موضوع ، بيرون مىآيد و سپس بر موضوع ، حمل مىشود . و به عبارت ديگر : عقل ، محمول را از صميم و خالص ذات موضوع ، بدون اينكه چيزى به آن ضميمه شود ، انتزاع كرده و بر موضوع ، حمل مىكند . مانند : محمول در امور متأصّله‌اى كه صفات بارىتعالى قرار گيرند ، مثل : « اللّه عالم » كه « عالم » بدون ضميمه شدن علم به ذات مقدّس متعال ، از او انتزاع و بر او حمل مىشود ، زيرا در اينجا « علم » با ذات ، اتّحاد و عينيّت دارد ، نه اينكه از خارج ، به ذات ضميمه مىشود . و يا مانند : محمول در اعتباريّات و اضافات ، مثل : « الأربعة زوج » . در اينجا بدون اينكه به « أربعة » چيزى ضميمه شود ، از صميم و نهاد آن ، « زوج » انتزاع و سپس برآن حمل شده است . و يا مثل : « الوجود موجود » كه در آن ، محمول ( موجود ) از صميم ذات موضوع ( وجود ) انتزاع و برآن حمل شده است . و از اين قبيل است مثل « البياض أبيض » و « الحرارة حارّة » . از اين نوع محمول ، به « خارج محمول » نيز تعبير مىشود ، زيرا اولا از صميم و نهاد ذات موضوع ، خارج شده و بيرون مىآيد ، و ثانيا بر موضوع ، حمل مىشود . 2 - محمول بالضميمة : يعنى محمول از ذات موضوع ، خارج نمىشود ، بلكه ابتدا چيزى به موضوع ، ضميمه مىشود تا موضوع آماده باشد كه محمول از آن انتزاع و بر او حمل شود . مانند : محمول در امور متأصّله‌اى كه صفات غير بارىتعالى قرار مىگيرند ، مثل : « زيد عالم » كه « عالم » با ضميمه شدن علم به زيد ، از او انتزاع و بر او حمل شده است . ففى صفاته الجارية عليه . . . مصنّف در اين متن كه نتيجهء تحقيق خود را ذكر مىكند ، به نقد كلام صاحب فصول اشاره دارد . به‌همين‌جهت ابتدا لازم است كلام صاحب فصول ذكر شود . « 1 »

--> ( 1 ) . مصنّف بعدا با جملهء « فلا وجه لما التزم به صاحب الفصول » كلام ايشان را ذكر مىكند .